بيش از 30 چهارتاقي دوره ساساني در استان فارس درحالي در فهرست تخريب و نوبت نابودي است که به گفته فعالان و دوستداران ميراث فرهنگي برخي از آنها چون چهارتاقي خرم بيد هنوز درفهرست آثار ملي ثبت نشده و مابقي بدون هيچ رسيدگي و مرمتي با خطر ريزش مواجه شدهاند.
خبرگزاري ميراثفرهنگي ـ گروه ميراثفرهنگي ـ از آنجاييکه استان فارس به لحاظ کميت از بيشترين چهارتاقي برخوردار است و شهرستانها و توابع اين استان هر کدام بيش از 2 الي 3 چهارتاقي دوره ساساني را به خود اختصاص دادهاند اما درحالحاضر تمامي اين چهارتاقيها بدون هيچ رسيدگي و مرمتي درمعرض تخريب و ريزش قرار گرفتهاند.
به گزارش CHN؛ از آنجاييکه به طور متوسط بيش از 2 الي 3 چهار تاقي در هرکدام از توابع و شهرستانهاي استان فارس وجود دارد و دربرخي از شهرستانها اين تعداد افزايش پيدا ميکند اما هيچکدام از اين چهارتاقي هاي دوره ساساني مرمت نشدهاند. چهارتاقي جره درروستاي بالاده کازرون، چهارتاقي روستاي شهيدآباد، چهارتاقي شهرستان خرم بيد، چهارتاقيهاي روستاي خير در استهبان از جمله نمونههايي محسوب ميشوند که به شدت در معرض تخريب قرارگرفتهاند.
اين درحالياست که به گفته غياث آبادي، اکثر چهارتاقي ايران دراستان فارس و داراي کاربري نجومي براي تعيين تغييرفصول محسوب مي شدند. چهارتاقيهاي استان فارس از سنگ و ساروج ساخته شده و پلان اکثرآنها مربع شکل و داراي سقفي گنبدي شکل است که يادآور معماري دوره ساساني است.
به گفته فعالان و دوستداران ميراث فرهنگي استان فارس درحالحاضر برخي از اين چهارتاقيها با اينکه دردوره اسلامي تغيير کاربري داده و تبديل به اماکن مذهبي شده اند باز هم در شرايط نامناسبي قرار دارد واحتمال ريزش هريک از آنها وضعيت نگران کنندهاي را ايجاد کرده است.
نمد استان چهارمحال بختياري با بهره گيري از تکنيکهاي نوين درحالي فروش 36 ميلياردتوماني را در ايالات متحده آمريکا از آن خود ميکند که سهم توليدکننده اين صنعت از نمد 5 کيلويي تنها 20 هزار تومان است و سود اصلي و عمده نمد سهم واسطههايي ميشود که اين محصول را به بازارهاي هدف ميفرستند.
خبرگزاري ميراثفرهنگي ـ گروه صنايعدستي ـ يکي توليدمي کند، ديگري مي خرد، بيشترين سود را هم واسطه ميبرد. قصه صنايع دستي قصه واسطه گراني است که نه هنر را ميشناسند نه ارزش کار دست را ميدانند، تنها به سود بيشتر خود فکرميکنند. نمد استان چهارمحال بختياري با بهره گيري از تکنيکهاي نوين درحالي فروش 36 ميلياردتوماني را در ايالات متحده آمريکا از آن خود ميکند که سهم توليدکننده اين صنعت ازنمد5 کيلويي تنها 20 هزار تومان است و اين درحالياست که 2 ميليون و 200 دلار از همين نمد عايد واسطهگر ميشود.
به گزارش CHN؛درحالي نمدمالي در استانهاي مختلف مسيرفراموشي راطي ميکند و کشور ترکيه به ثبت اين هنر-صنعت روي ميآورد که توليدکنندگان استان چهارمحال بختياري با استفاده از تکنيکهاي جديد و کاربريهاي متفاوت محصولاتي را ارائه ميکنند که فروش ميلياردي در کشورهاي توسعه يافته را بههمراه داشته است. سهمي که توانست نصيب دستهاي نامرئي واسطه گر شود و توليدکننده را بينصيب بگذارد. درحال حاضر 20 درصد نمد استان چهارمحال بختياري توليدات عشايري محسوب ميشود و مابقي توسط 1 توليد کننده در استان تهيه و با واگذاري به واسطهگر صادر ميشود.
علياصغر عليياري توليدکننده ونمدمال استان چهارمحال بختياري، تنها نمدمالي است که با استفاده از پشم مرينوس و الياف نرم به نمد کاربرهاي متفاوت بخشيده است. وي که به تازگي به توليد نمد ضدگلوله هم پرداخته به CHN گفت: هم اکنون نمدمالي در ديگراستانها وضعيت مناسبي ندارد. چراکه اين هنر-صنعت بسيار پرزحمت است و تنها کساني که نمدمالي را دنبال ميکنند پيرمردان کهنسالي هستند که آنها نيز قادر به ادامه فعاليت نيستند.
وي ادامه داد: در استان چهارمحال بختياري هم وضع نمدمالي به همين شکل بود تا اينکه تصميم گرفتيم به جاي پشم معمولي که هرکيلوي آن متوسط 400 تومان است و به نمد شکل سخت و زمخت ميدهد از ضايعات پشم مرينوس وارداتي در کارخانهها که حداقل کيلويي 3 هزار تومان است استفاده کنيم تا باکاربري متفاوت و قابل استفاده، نمد را وارد زندگي مردم کنيم. با اينکه در اين مسير بسيار موفق بوديم اما حمايتهاي جدي از ما صورت نگرفت به طوري که نمدها با طرح و اندازههاي مناسب و باکيفيت ايده آل و قيمت ارزان در اختيار واسطه گر قرار ميگرفت و درکشورهايي چون آمريکا، ترکيه و قرقيزستان به فروش ميرسيد. نفعي که به ما ميرسيد تنها ورشکستگي بود بيکاري.
عليياري افزود: واسطهگر نمد 5 کيلويي را به قيمت 20 هزار تومان از ما ميخرد و بيش از 2 ميليون همان نمد را در کشورهايي چون آمريکا ميفروشد. اعتراض من توليدکننده هم هيچ فايده اي ندارد چراکه واسطهها با کپي طرح،الگو و قالب کارگاه داير ميکنند و با پول ناچيز به کارگر به توليد نمد ميپردازند.
توليد نمد مثل نقاشي روي آب است
بسياري از نمدهاي توليد شده از کيفيت صادراتي برخوردار نيست. بهطوري که اگر طرحي بر روي نمد 2*2 درآورده شود براثر مالش فشرده تر و کوچکتر خواهد شد. که نقشهاي ميليمتري در نمد نيازمند مهارت بالايي است. عليياري معتقد است براي اينکه نقشها از کيفيت بهتري برخوردار شوند نيازمند دستگاههاي جديد بودند. با طراحي 2 مدل دستگاه نمدمالي توانستيم نمد 50 کيلويي را که بادست امکانپذير نيست مالش دهيم.
عليياري استادکار و توليدکننده نمد ضمن بيان اين مطلب که معاونت صنايعدستي استان از ارائه هر نوع مساعدتي مضايقه نکرد اما با وضعيتي موجود اين کمکها به هيچ وجه کافي نيست. درحالحاضر در انباري که متعلق به ميراث فرهنگي است مشغول به فعاليت هستيم که فاقد امکاناتي چون آب، برق و گاز است. با اين شرايط نميتوان تعداد کارگرها را افزايش داد به طوري که هم اکنون تنها 3 نفر مشغول فعاليت هستند.
ايندرحالي است که اگر بخواهم به تعداد کارگرها بيفزايم هزينههاي هنگفتي را دربردارد که از عهده آن برنمييايم. درحال حاضر دستگاهها درحال خاک خوردن است و توان توليد را نداريم.
کتيبه مسجد جامع کجاست؟ ترجمه پرونده ثبت جهاني يزد چند سال طول خواهد کشيد؟ خانه ابريشمي با کدام توجيه قطعه قطعه شد و به فروش رسيد؟ باوجود وعده هاي مسئولان چرا مجموعه اميرچخماق سامان نمي گيرد؟ و اين که ميراث يزد با توجه به ابعاد بين المللي چرا جهاني نمي شود؟
خبرگزاري ميراث فرهنگي- گروه ميراث فرهنگي ـ مریم جلیلوند: از ميله بلند (دوربين شوراي تامين) و نصب بنرهاي مختلف در وسط مجموعه اميرچخماق گرفته تا ساخت منبع بتني در عرصه دخمه هاي يزد، از ناپديد شدن کتيبه مسجد جامع گرفته تا سرنوشت نامعلوم پرونده ثبت جهاني يزد. از کاهش عرصه بافت تاريخي يزد گرفته تا استقرار افاغنه و اعراب در بافت تاريخي يزد. از قطعه قطعه شدن خانه ابريشمي گرفته تا فروش خانههاي نفيس و ساخت و سازهاي غيرمجاز... سندهاي افتخاري که قرار بود همراه با ثبت پرونده يزد جهاني شوند تا نه تنها يزدي ها بلکه جهانيان وامدار آن باشند. اما در حال حاضر نبود مديريت و رسيدگي به بناهاي شاخص التهاب ميراث يزد را دوچندان کرده است. به طوري که اولويت زندگي ماشيني به داشته هاي فرهنگي و ميراث به جامانده ارجحيت پيدا کرده است.
به گزارش CHN؛ ازآنجايي که يزد داراي ابعاد بين المللي و شايسته ميراث جهاني است اما آثار شاخص اين استان از کمترين حفاظت و رسيدگي برخوردارند. مجموعه اميرچخماق که اولين ميزبان گردشگران داخلي و خارجي محسوب مي شود در شرايط نابسامان و به هم ريخته اي به سر ميبرد. اطراف مجموعه اميرچخماق مملو از بوي جگرکي و مناظرآشفته اي چون تابلوها و بنرهاي تبليغاتي است اين اتفاق ها درحالي رنگ بيشتري به خود مي گيرد که مهمترين ارگان ها بدون توجه به قوانين و ضوابط ميراث فرهنگي در وسط مجموعه اميرچخماق اقدام به نصب ميله بلند (دوربين شوراي تامين) مي کنند. و گويي يک مناره به منارههاي اميرچخماق اضافه مي کند. به گفته فعالان ميراث فرهنگي يزد، شرايط اين ميدان به گونه اي است که انگار هيچ فردي جز اميرچخماق نمي تواند اين مجموعه را نجات دهد.
"خانه ابريشمي" قطعه قطعه شد تا هرچه سريعتر به فروش برسد
خانه ابريشمي به عنوان يکي از خانه هاي ارزشمند دوره قاجار به شمار مي رود که با داشتن 2100 متر مربع مساحت با 10 قطعه 200 متري قطعه بندي شد تا به فروش برسد. اين خانه از اندک خانههاي يزد محسوب مي شود که داراي گودال باغچه بود که با تخريب و قطعه بندي آن شکايت ميراث فرهنگي هم به جايي نرسيد.
درحال حاضر آگهي فروش زمينهاي قطعه بندي شده خانه ابريشمي درحالي بر سردر آن نقش مي بندد که خانه سيد حسن سيد ابريشمي در خيابان قيام محله لب خندق واقع شده و به شماره 29446 مورخ 9/9/89 در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيده است.
شکايت انجمن زرتشيان از اداره آب منطقه اي يزد، کمکي به دخمه هاي يزد نکرد
طي روزهاي گذشته اداره آبمنطقهاي يزد با خاکبرداري هاي در عرصه دخمههاي يا آرامگاههاي زرتشتيان اقدام به ساخت مخزن بتني آب، روي اين تپه تاريخي کرد که منجر به شکايت انجمن زرتشتيان از اداره آب منطقه اي شد.
هادي غفاري وکيل پرونده انجمن زرتشتيان يزد در اين خصوص به CHN؛ گفت: ساخت و ساز منبع بتني در عرصه دخمه هاي يزد منجر به طرح شکايت از سوي انجمن زرتشتيان شد که هم اکنون با پيگيري اين پرونده و مذاکراتي که صورت گرفته قرارشد اين مسئله را به صورت مسالمت آميز حل کنيم.
وي افزود: زمين هاي اطراف وقف انجمن زرتشتيان است که با توافقات صورت گرفته قرارشد اداره منطقه اي آب با پرداخت اجاره بها به انجمن زرتشتيان به ساخت و ساز ادامه دهند. چرا که بيش از 90درصد اين زمينهاي وقفي را که بالغ بر 2 ميليون متر مربع است ارگان هاي مختلف گرفته اند و هم اکنون 2 هزار متر مربع را درصورتي اداره منطقه اي آب دراختيار مي گيرد که اجاره اش را بپردازد.
اين درحالي است که دخمه هاي يزد به عنوان اثري ملي بيش از 400 سال قدمت دارند و درحال حاضر به عنوان جاذبه گردشگري خيل وسيعي از گردشگران را به خود جذب مي کنند و تعرض هاي انجام شده درعرصه اين سايت تاريخي قرار گرفته اند. لازم به يادآوري است که درجوار آتشگاه اصفهان نيز چنين مورد مشابهي ديده مي شود به طوري که با ساخت منبع آب بتني منظر ناخوشايندي را سبب شده است.
کتيبه مسجد جامع يزد در ناکجا آباد و قدمت گاو مکشوفه درپرده ابهام
کتيبه مسجد جامع دزيده شد و با اين که معاون حفظ و احيا استان اعلام کرد، دزدان اين کتيبه با استفاده از فيلم ضبط شده دوربينهاي مداربسته مسجد جامع يزد، بازداشت شدند اما هنوز هيچ خبري از اين کتيبه موجود نيست و کتيبه مسجد جامع يزد که گفته مي شود بيش از 750 سال قدمت داشته واقع در ناکجاآباد است.
حدود 2 ماه پيش نيز نيروي انتظامي استان يزد از کشف يک شي 3 هزار ساله در عمليات انهدام يک باند قاچاق مواد مخدر و عتيقه خبر داده بود، اما برخي شنيدهها از تقلبي بودن اثر مکشوفه دلالت داشت. چنانکه رئيس سازمان ميراثفرهنگي يزد هم از محرز نبودن قدمت و اصالت شي يافت شده خبر داد و گفت: هنوز اصالت و تقلبي بودن شي مذکور مشخص نشده است به طوري که همکاران درحوزه باستان شناسي درحال مطالعه و تکميل پرونده هستند به طوري که در تاييد اصالت اين اثر نيازمند پژوهش هاي دقيق هستيم.
اين درحالي است که همچنان هيچ خبري از اصالت شي مکشوفه اعلام نشده و علاقهمندان و دوستداران ميراث فرهنگي در بي اطلاعي کامل به سر مي برند.
درحال حاضر بسياري از آثار شاخص و ارزشمند استان يزد در معرض تخريب و در بي توجهي قرارگرفتهاند که نيازمند حفاظت و رسيدگي مضاعفي هستند به طوري که مطالب مذکور نشاندهنده مشت نمونه خروار است. بسياري از آثار تاريخي و ثبت شده چون آب انبارها در وضعيت نگران کنندهاي به سر مي برند به عنوان مثال ورودي آب انباري که درخيابان فرخي جنب بازار روز استان يزد واقع شده توسط دو آلونک کوپن فروشي کاملا مسدود شده است.
بافت تاريخي شيراز در حالي با خاک يکسان ميشود که سازمان ميراث فرهنگي به عنوان متولي حفاظت، در انفعال و بيعملي محض نابودي ميراث فرهنگي را به نظاره نشسته است. يک مقام مسئول در سازمان ميراث فرهنگي استان فارس در گفتگو با CHN عنوان کرد که سازمان نميتواند کاري براي نجات بافت انجام دهد و تنها به دنبال حفظ عناصر ثبتي است.
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ صبح امروز 4 خانه تاريخي درگذر خانقاه احمدي در واقع يکي از انشعبات بافت تاريخي شيراز تخريب شد.
خانه هاي تخريب شده در بافتي قرار دارند که به گفته کارشناسان نمونه اي شاخص و متفاوت از بافت ستاره اي کشور محسوب مي شود. حال با اينکه روند تخريب بافت با تحصن دوستداران ميراث فرهنگي در محل کند شده است، اما سازمان ميراث فرهنگي استان فارس کمترين واکنشي به اين روند تخريبي تاکنون نشان نداده است.
پيگيري هاي CHN براي گفت وگو با رئيس سازمان ميراث فرهنگي تا لحظه تنظيم خبر بي نتيجه ماند تا اينکه يک کارشناس از سوي روابط عمومي اين سازمان به خبرنگار ما معرفي شد.
سيامک بصيري کارشناس سازمان ميراث فرهنگي استان فارس به خبرنگار ما گفت: تنها کاري که از سازمان ميراث فرهنگي بر مي ايد حفظ تک بناهاي ثبتي است. با توجه به اينکه بافت مذکور ثبت نيست ما امکان جلوگيري از تخريب در بافت را نداريم و به مشاور طرح هشدار داده ايم که بناهاي ثبتي تخريب نشود.
وي افزود: مسيري هم که مشاور براي تخريب در نظر گرفته، آسيبي به بناهاي ثبتي نمي رساند. اين مسير بر خلاف برخي شنيده که آن را يک محور تجاري مي دانند، تجاري نبوده و يک خيابان با عرض 22 متر است که خيابان شهيد دستغيب را به خيابان احمدي شمالي وصل مي کند.
وي همچنين خاطرنشان کرد که سازمان استان با طرح هاي توسعه اي مخالف نبوده و تنها بر حفظ هويت و شان اجتماعي منطقه تاکيد دارد.
اين اظهارات کارشناس ميراث فارس در حالي بيان مي شود که به گفته رئيس انجمن معماران ايران، بافت در حال تخريب تنها بافت ستاره اي ايران محسوب مي شود و حفظ آن در درجه اهميت بالايي برخوردار است.
عليرضا گل گلي افزود: تلاش دوستداران ميراث فرهنگي براي حفظ اين نمونه بافت شاخص و متفاوت که درتمام دانشکده هاي معماري ايتاليا و انگليس مورد بررسي و پژوهش قرار مي گيرد، بي ثمر ماند و با اين تخريبها لطمه زيادي به سرمايه ملي بافت تاريخي شيراز وارد شد.
وي يادآور شد: اين گذر بسيار با ارزش بود و خانه هايي با ارزشهاي تاريخي متعددي در آن وجود داشت که شامل دو ضلع قاجار و يک ضلع پهلوي است. اما اکنون فاز اول پروژه اجرا شد و معتقديم در اين طرح و در مجموع با اجراي فاز اول و دوم آن 130 خانه تاريخي و تعداد بسيار زيادي مدرسه، حمام و مسجد تاريخي نيز تخريب خواهد شد.
گل گلي بيان کرد: امروز حاميان و دوستدارن ميراث فرهنگي در ساختماني واقع در محل به نشانه مخالفت به سکوت نشسته بودند اما ساختمان مورد تخريب واقع شد و تعدادي از افراد معترض نيز آسيب ديدند.
تخريب بافت تاريخي شيراز وارد فاز جديدي شد. صبح امروز همزمان با روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي، شهرداري شيراز در حال تخريب يک گذر قاجاري است که حدفاصل مسجد شهدا تا خانهمنطقينژاد را شامل ميشود. اين در حالي است که دوستداران ميراث فرهنگي شيراز در بافت تحصن کرده و مانع تخريب بيشتر بافت شدهاند.
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ گذر تاريخي دوره قاجار که از مسجدشهدا تا خانه منطقي نژاد را در بر مي گيرد درحالي به شدت تخريب مي شود که طبق ماده 5 کميسيون شوراي شهر تخريب بافت بايد با موافقت سازمان ميراث فرهنگي صورت بگيرد. اين درحالي است که امروز مصادف با آغاز هفته ميراث فرهنگي است وهم اکنون جمعي از فعالين ميراث فرهنگي در اين محدوده تاريخي تحصن کردند.
به گزارش خبرنگار ما تاکنون 4 باب خانه تخريب شده و تحصن انجمنهاي حامي ميراث فرهنگي نتوانسته مانع تخريب بافت شود.
به گزارش CHN؛ طبق ماده 5 کميسيون شوراي شهر تخريب بافت فرسوده و تاريخي بايد با موافقت سازمان ميراث فرهنگي صورت گيرد اين درحالي است که عليرغم مخالفت ها و عدم امضاي بذرگر رئيس سابق سازمان ميراث فرهنگي استان فارس تخريب هاي مستمر دربافت تاريخي شيراز همچنان ادامه دارد.
درحال حاضر گروهي از دوستداران ميراث فرهنگي و حفاظت از بافت تاريخي درحال تحصن در محدوده تخريب به سر مي برند.
دهه ۸۰ با تو تموم شد.
دلم واسه لج و لجبازی هام
واسه کم آوردنات
غیب شدنات
تنگ می شه......
و جمله آخر درسال ۸۹ در زندگی روزمره لحظه هایی فرا می رسند که به آن زیبا می گویند و گاهی به نقطه ای خواهیم رسیدکه باید با قاطعیت گفت: خداحافظ خوشبختی های کوچک
بوي رفتن مي دهي
در را باز مي گذارم
وقتي برو كه گنجشك ها و ستاره ها خوابند
"كيكاووس ياكيده"
عشوه را جمال ندارم و رشوه را مال!!!!
اين روزها به يكنواختي هرچه تمام تر مي گذرند. نه از تو خبري مي شه نه ازخودم خبري دارم. تقريبا تبديل شدم به يه ماشين توليد گزارش. شايد اين مناسبرتين راهي باشه براي حواسي پرتي و حس نكردن تو. نمي دونم قراره چه اتفاقي بيافته. حتي قادر به پيش بيني يك ثانيه از آينده هم نيستم. فكر رفتن و فرار از واقعيت هاي تو داره كوله بارمنو محكم تر مي كنه. نبودنت رو خيلي عادي جلوه مي كني انگار كه هيچ اتفاقي نيافتاده اما... اين حس لعنتي يك لحظه آرومم نمي ذاره احساس اينكه دوباره باختم... تصور اينكه دوباره تكرار شدي تارو پودمو از هم مي دره. كاش تموم مي شدي ولي تو تموم شدنی نیستی اينو از همون لحظه تکرارناپذیر و ناگهاني که ديدمت فهميدم وعهد بستم كه از رنجهاي خواستنت به كسي چيزي نگم. مي دونم كه منتظرن بشنون تا بلافاصله جمله تهوع آورشون رو تكرار كنن "خود كرده را تدبير نيست". گاهي اوقات از بين همه ژانرهاي زندگي انتخاب غم انگيزترين تراژدي لذت بخش تراز شنيدن حرفهاي تكراري و سنتيه...از تكرار بيزارم، تكرار نشو، اين روزها بدجوري دلم حرف و هواي تازه مي خواد....
همه چی تموم شد به همین راحتی یعنی همه چی رو تموم کردن به همین راحتی. البته الان دیگه همه چی شکل عادی به خودش گرفته ولی نه به همین راحتی. دلم برای مسعودیه و دوستام تنگ شده. دلم برای حوض و باغچه ی روبروی اتاقم تنگ شده دلم برای عمارتمون تنگ شده. نمی دونم چی شد چه جوری شد فقط یه لحظه چشمامو باز کردم و دیدم نه از میراث فرهنگی نه از عمارت قشنگمون و نه از همکارام خبریه... احساس کردم منهدمم کردن باور کردم منفجرمون کردن. در حال حاضر کار تو خبرگزاری که دوسش دارم و منو همچنان به میراث فرهنگی متصل نگه داشته آرومم می کنه فقط همین...
"مسعودیه عزیزم نمی دونم چه اتفاقی برات افتاده نمی دونم مرمتت کردن یا نه ولی اینو بدون درون تو که بودم پر بودم از انگیزه و آرامش...."